.:گروه مودت:.

مرکز فرهنگی شهید مظلوم آیت ا... شهید بهشتی(ره)

.:سخنان زیبای دکتر شریعتی 2:.
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳ 

و هر روز او متولد میشود ؛ عاشق می شود ؛ مادر می شود ؛ پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او ؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش ؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد ؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد... !

و این ، رنج است ...



زن عشق می کارد و کینه درو می کند...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

برای ازدواجش ، در هر سنی ، اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...


اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست ، او جانشین همه نداشتن هاست ...
























عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی ...


اگر مثل گاو گنده باشی ، میدوشنت ، اگر مثل خر قوی باشی ، بارت می کنند ، اگر مثل اسب دونده باشی ، سوارت می شوند... فقط از فهمیدن تو می ترسند !

 

 

 

 

 



























آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند ، تو به دنبال نگاه زیبا باش !


هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود هر لحظه دردی سر بر می‏دارد و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏اش چه اندازه است ؟


« کلاس پنجم( دبیرستان ) که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ، آن هم به سه دلیل ؛ اول آنکه کچل بود ، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم ، که از همه تهوع آور بود ، اینکه در آن سن و سال ، زن داشت !

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم ازخیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه خودم زن داشتم ، سیگار می کشیدم و کچل شده بودم !


هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند


کلمات کلیدی: دکتر شریعتی
 
 
 
 
Form Object