.:گروه مودت:.

مرکز فرهنگی شهید مظلوم آیت ا... شهید بهشتی(ره)

.:مروری بر تحقیق وتدریس شهید مطهری:.
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٢ 

 گذری بر چگونگی تحقیق و تدریس

مردان بزرگ و دوران‌ساز تاریخ، آنان که با حضور در برهه‌ای از زمان بر اندیشه‌ها و دیدگاه‌های نسل معاصر خود و نیز بر نسل‌های آینده تأثیر گذاشته‌اند و جهان‌بینی و شناخت آن‌ها را دگرگون ساخته و مناظره تازه‌ای در برابر آنان گشوده‌اند و ایشان را به پیروی از خویش وادار ساخته‌اند، کسانی بوده‌اند که در یک، یا چند بعد از ابعاد وجودی خویش، برتری و امتیاز چشم‌گیری نسبت به همگنان داشته‌اند؛ در میان این شخصیت‌های برجسته و این ستیغ‌های سر به فلک کشیده برخی در میان دیگران برجسته‌تر و شاخص‌ترند، مرحوم استاد شهید آیت الله مطهری (قدس سره) در زمره آن گروه از برگزیدگان جامعه بشری است که با تأسی به پیامبران و امامان و علما و بزرگان دین، نه فقط در یک جنبه، که در ابعاد گوناگون وجودی رشد و بالندگی داشته و سعه و رقاء معنوی پیدا کرده است. او استاد و معلمی مبرز، محققی توانا و موشکاف، متکلمی بصیر، فیلسوفی عمیق‌اندیش، مصلحی پرشور، احیاگری جان سوخته و عارفی روشن ضمیر بود. در این شمه سعی کرده‌ایم تا شمه‌ای از این حدیث مفصل را بازگوییم، که گفته‌اند: «ما لا یدرک کله لا یترک کله»


الف_ در مقام استادی و معلمی:

آن‌ها که دستی در تعلیم و تعلم دارند اینک می‌دانند که تدریس و آموزش چه هنر ظریف و دشواری است و تا چه اندازه نیازمند صبر و استقامت و نظم و دقت است. موفقیت در تدریس در گرو ده‌ها عامل است که داشتن معلومات و اطلاعات کافی تنها یکی از آن‌ها به حساب می‌آید. مرحوم مطهری از آن سنخ اساتیدی که درس‌شان زمزمه محبت است و شاگرد را هر چند گریز پا باشد، جمعه نیز به حوزه درس و بحث می‌کشاند. آن مرحوم با آن‌که تحصیلات رسمی‌اش را در حوزه گذرانده و به طور مستقیم در مؤسسات آموزشی جدید تحصیل نکرده بود و شیوه‌های نوین آموزشی را به شیوه دانشگاهی نمی‌دانست؛ اما آن چنان به کار تدریس تسلط داشت که گویی با آخرین شیوه‌ها و دستاوردهای روان‌شناسی آموزش و پرورش در محضر بزرگترین اساتید این فن آشنا شده است.
مرحوم مطهری در تدریس نیز هم‌چون سایر جنبه‌های زندگیش بسیار منظم و مقید به برنامه بود. در طول کلاس حتی‌المقدور از مطلب اصلی دور نمی‌شد و اگر احیاناً مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می‌آورد، آن را به گونه‌ای انتخاب می‌کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد. در هر کلاس استعداد و بنیه مستمعین را در نظر می‌گرفت و مطالب را متناسب با سطح معلومات جمع عرضه می‌کرد.
ایشان علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر سبب گرمی زایدالوصف محضر ایشان می‌شد؛ استاد در پاسخگویی به سؤالات صبور و با حوصله بود.
مرحوم مطهری پیش از حضور در کلاس، مقید بود که به سبک هم‌اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می‌داد، از پیش مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد؛ در کلاس‌های خصوصی اگر فرصت مطالعه پیدا نکرده بود، به هیچ وجه از بازگو کردن مسأله ابا نمی‌کرد و از شاگردان می‌خواست که در نوبت دیگری در کلاس حضور پیدا کنند.
ایشان هرگاه قصد داشت در کلاس، مطالب کتابی را مورد نقد قرار دهد، نسخه‌ای را مورد استفاده قرار می‌داد که در آن به هنگام مطالعه حواشی لازم را یادداشت کرده بود و در آن حال به هنگام بررسی مطالب پس از خواندن متن، حاشیه خود را نیز مطرح می‌کرد. در کلاس‌های درسی که ایشان برای اساتید دانشگاه تهران ترتیب داده بود، بسا اتفاق می‌افتاد مطلبی را که خود با تحقیق و تدقیق شخصی از روی ترجمه‌های ناقص موجود، در خصوص آثار فلاسفه بزرگ غربی نظیر «کانت» و «هگل» و «هیوم» یافته بود، در کلاس مطرح می‌ساخت و مستمعان که بعضاً تخصصشان در آثار همان فیلسوف بود، اذعان می‌کردند که برای نخستین بار است که تحلیلی به این دقت و عمق درباره فیلسوف مورد نظر به گوششان می‌خورد.
از جمله ویژگی‌های مرحوم مطهری در تدریس، بیان سیر تاریخی مطالب بود، بدین معنی که در هر زمینه‌ای به اقتضای موضوع مورد بحث، ایشان سیر تحول و تطور آن علم را از زمان ابتدا تا زمان حاضر تشریح می‌کرد.
کلاس‌های درس مرحوم مطهری، چه آن‌ها که با حضور تعداد کثیری از مستمعین تشکیل می‌شد و چه آن‌ها که قلیعی از شاگردان خصوصی در آن شرکت می‌جستند، صرفاً محل تعلیم و آموزش نبود، بلکه مستمع با تمام وجود معنویت و قداست
آن را درمی‌یافت و به نسبت آمادگی‌اش در جذبه‌های الهی آن، مستغرق می‌شد.

استاد در مقام محققی توانا و موشکاف 

تحقیق علمی بی‌شباهت به استخراج فلزی قیمتی از معدنی در اعماق زمین نیست. مرحوم مطهری از آن سنخ بود که اولاً: به خوبی می‌دانستند  چه چیزی را باید جستجو کنند؛ ثانیاً نظیر هر محقق شایسته‌ای اهل دقت و امعان نظر بود. به عبارت دیگر او هم محقق بود و هم مدقق. تحقیق با تدقیق تفاوت دارد. مرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته‌سنج و تحلیل‌گر بود. ثالثاً، استاد شهید مخالف تقلید صرف و نقل قول طوطی‌وار از این کتاب و آن رساله و به همان متفکر بود. رابعاً، مرحوم مطهری در کار تحقیق نیز نظیر سایر جنبه‌های حیات معقولش منظم و با برنامه بود. ایشان علاوه بر یادداشت برداری؛ از شیوه‌ی تلخیص و یادداشت برداری مطالب مهم سود می‌جست و علاوه بر این‌ها با روشی حساب شده و منظم کار فراهم آوردن فیش‌های تحقیقی را دنبال می‌کرد.
خامساً، مرحوم مطهری در کار تحقیق مقید به قاعده‌ی «الاهم فالاهم» و معتقد به پژوهش در زمینه‌های مورد نیاز جامعه بود و از تحقیقات آکادمیک صرف که هیچ مشکلی از مشکلات جامعه را حل نمی‌کرد و وجود و عدمش یکسان بود، سخت احتزاز می‌کرد. او از تحقیق‌های بی‌ضابطه و سیاه مشق‌های از سر بی‌دردی، دلش خون بود.
ساوساً، استاد از مطاله بی‌برنامه شدیداً متنفر بود و آن را کفران نعمت خدا می‌دانست و از مطالعاتش حداکثر بهره‌برداری را می‌کرد. فیش‌های تحقیقی که از او باقیمانده، هم از نظر کثرت موضوعات و هم از جهت وسعت بررسی‌ها و مطالعات، شخص را به حیرت وامی‌دارد. سابعاً، مرحوم مطهری در امر تحقیق پیگیر و مداوم بود؛ تحقیق و پژوهش ایشان به یک مرحله‌ی خاص پایان نمی‌پذیرفت. شیوه‌ی تحقیق استاد چنین بود که پس از انجام مطالعات مقدماتی و تهیه فیش‌ها و یادداشت‌های مورد نظر، برای پخته کردن مطلب در ذهن خود و ورزیده شدن نسبت به آن و کشف و استخراج نقاط قوت و ضعف نظریات خود در باب آن مسأله، در گوشه و کنار به ایراد سخنرانی‌ها در باب مطلب مورد نظر می‌پرداخت و احیاناً آن را در کلاس‌های خصوصی نیز مطرح می‌ساخت.

در مقام متعلمی بصیر و غیرتمند

علم کلام، تاریخی به قدمت تاریخ دین و مذهب در جوامع بشری دارد. علم کلام اسلامی، همچون سایر شاخه‌‌های درخت تناور معارف اسلامی، در طی قرن‌ها رشد و نمو چشمگیر پیدا کرد. سیر تکاملی کلام شیعی با ظهور متکلم برجسته‌ای نظیر خواجه نصیرالدین طوسی تا زمان صدرالمتألهین ادامه داشت که با ظهور وی حیات عقلی جامعه اسلامی به نقطه اوج خود رسید. از زمان صدرای شیرازی به بعد، اندک اندک روح اندیشه‌ی علمی در جامعه‌ی اسلامی ضعیف شد و اندیشمندان و متفکران متأخر بر او، دیگر به تأسیس نظامی جهان شمول توفیق نیافتند. مرحوم مطهری که خود از سرچشمه گوارای معارف اسلامی سیراب شده بود و با اندیشه‌های رنگارنگی که از دنیای متمدن به کشورهای اسلامی صادر شده بود، در حد توان خود آشنا بود، درصدد برآمد به شیوه اسلاف بزرگوار خود دست به کار تدوین علم کلامی بشود که با ابتنا بر معارف حقه اسلامی، پاسخگوی نیازها کنونی جامعه باشد و سبب جلب علاقه و رغبت جوانان دور از اسلام و بریده‌ از مذهب شود. او نخست دست به کار نوشتن مقالات و رساله‌هایی در اساسی‌ترین مسایل علم کلام شد. این مسایل عبارتند از:
    1- مناسبات عقل و ایمان، یا تعیین حدود حجیت عقل و محدوده اعتبار و کاربرد نقل.
   2 -رابطه میان ایمان و عمل
   3- مسأله جبر و اختیار
   4-مسأله صفات حق تعالی و افعال او
   5-مسأله امامت و خلافت و رهبری.

پس از فراغت از مسایل کلاسیک علم کلام، مرحوم استاد به بررسی مسایل مستحدث این علم پرداخت و با دقتی کم‌نظیر و صبر و حوصه‌ای درخور تحسین، کار مطالعه آراء مخالفان را از هر سنخ آغاز کرد. مرحوم مطهری پس از بررسی جامعی که از اندیشه‌های رایج در جامعه به عمل آورد، کار پاسخ‌گویی و نقد نویسی بر آراء مخالفان و توضیح و تفسیر مذهبی را آغاز کرد و همچون پاسدای بیدار و هوشیار با همه‌ی وجود به حراست از حصار و باروری دین پرداخت و در هر جا اقمال بروز رخنه و ایجاد شکافی می‌داد، مجدانه به ترمیم آن همت گماشت. در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» استاد شهید پاسخی دندان‌شکن به امثال «پورداود» می‌دهد که سعی دارند هر آن‌چه به اسلام و تمدن اسلامی مربوط می‌شود نفی کنند و مجد و عظمت ایرانیان را یادگار دوران پیش از اسلام به حساب آورند.
ایشان در مقدمه کتاب «علل گرایش به مادیگری» پرده از انگیزه‌ی «شاملوها» و «میرفطروس‌ها» که ناشیانه و بچگانه تلاش می‌کردند تا لسان‌الغیب را شاعری مادی معرفی کنند، برمی‌دارد.
مرحوم مطهری به هیچ روی اهل سازش و مسامحه به خصوص آن‌جا که پای اسلام در میان می‌آمد نبود و سکوت را ذنب لایغفر می‌دانست و محال بود که صدای اعتراض خود را هرچه رساتر به گوش‌ها نرساند.

در مقام معلمی پرشور و روشن‌بین

مرحوم مطهری که خود در یکی از حساس‌ترین دوره‌های حیات فکری کشورهای اسلامی دیده به جهان گشود، می‌دانست اگر در امر دفاع از گوهر مقدسی که یادگار ابراهیم (ع) و سلاله‌ی پاک اوست لحظه‌ای درنگ شود، در آینده‌ای نزدیک نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان. اما نخستین قدم برای مبارزه با این خطر عظیم شناساندن هرچه دقیق‌تر و عمیق‌تر مسأله و روشن نمودن ابعاد و وجوه گوناگون آن است. ایشان به منظور یافتن ریشه‌های انحطاط و ضعف مسلمین و آگاه ساختن آنان به نقاط ضعف خویش، دست به کار تحقیقی عمیق در این زمینه می‌شود و تلاش می‌کند در حد توان اغلب موارد اساسی و مهم را استقصاء کند و حتی‌المقدور چیزی را فراگذار ننماید. حاصل این تحقیق، فهرستی از مباحث اصلی است که باید تک تک آن‌ها با اسلوب علمی بررسی کافی به عمل آید و این کاری است که نه از عهده‌ی یک فرد که از عهده‌ی جمع کثیری از محققان و اسلام شناسان برجسته ساخته خواهد بود. مرحوم مطهری پس از ارائه این طرح و دعوت از همه کسانی که می‌توانستند احیاناً در این زمینه قدم مثبتی بردارند، پس از آن‌که با پاسخ مساعدی روبرو نشد، بی‌آنکه کوچکترین تردید و ضعفی به خود راه دهد، یک تنه دامن همت به کمر بست و مسئولیت انجام و اجرای طرح پیشنهادی را عهده‌دار شد. آن بزرگوار در سال 41 با انتشار مقاله‌ی «مشکل اساسی در سازمان روحانیت» می‌کوشید تا راه حلی برای رفع موانع موجود بر سر راه پویایی روحانیت پیشنهاد دهد. او بر سر روحانیون نهیب می‌زد که: شما مسئول نجات مردم در برابر تجاوز و هجوم غرب و شرق هستید و زیبنده نیست که در این شرایط حساس در غفلت و بی‌خبری به سر برید:

چون کمند انداخت دزد و رخت مسکینان ببرد
پاسبان خفته، خواهی باش و خواهی گو مباش

او با جمعیت‌های مؤتلفه اسلامی همکاری نزدیک داشت و راهنما و هدایت‌کننده فکری و مکتبی ایشان بود. همچنین با نهضت روحانیت مبارز ایران به رهبری حضرت امام خمینی (قدس سره) از همان بدو تکوین همکاری صمیمانه و نزدیک داشت، تا آن جا که پس از وقایع خونبار سال 42 و تبعید امام، او نقش تدوین کننده‌ی انقلاب را به عهده گرفت. بی‌شک اگر تلاش‌های خستگی‌ناپذیر این مرد بزرگ نبود، معلوم نبود که پس از سقوط رژیم شاه نهضت جوان ما چگونه می‌توانست در برابر ده‌ها مکتب و اندیشه‌ی قوی پایداری و مقاومت کند. او بی‌اعتنا به سرزنش کنندگان، کار اساسی و اصلی خود را که اهمیت و فوریت آن را بهتر از هر کس دیگری دریافته بود، دنبال می‌کرد و ذره‌ای یأس و تردید در تداوم این رسالت عظیم به خود راه نمی‌داد. گویی مفاد این آیه شریفه را نصب‌العین قرار داده بود که: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کدام از شما که از دین خویش روی برگرداند، به زودی خدا گروهی را بیاورد که دوستشان دارد و دوستش دارند، با مؤمنان افتاده و فروتن ، با کافران سرکش و پرخاشگرند، در راه خدا کارزار کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای هراس به خود راه ندهند.» ‍‍[سوره مائده آیه 54]

منبع: کتاب مصلح بیداری جلد 1


کلمات کلیدی: شهید مطهری
 
 
 
 
Form Object